Archive for فوریه 2010

از ۱۶ اسفند ماه، همزمان با آغاز روز جهانی زن، و برای شیرین علم هویی و کلیه زندانیان در شرف اعدام. هر شب بر پشت بام ها فریاد می زنیم اعدام را بس کنید
فوریه 28, 2010

بیایید به دنیا و دیکتاتور جنایتکار نشان دهیم که ما مخالف اعدام هستیم. برای تمام زندانیان بی نام و نشانی که قهرمانانه می جنگند و از اعدام هراسی ندارند.

Advertisements

من از امروز، هر روز یک حرکت برای جنبش سبز انجام می دهم
فوریه 26, 2010

بله، من از امروز، هر روز یک حرکت برای جنبش سبز انجام می دهم. شما هم به من پیوندید. هر روز یک حرکت، دیوار نویسی، پخش کردن CD یا اعلامیه، تشکیل گروه های چند نفره، شب شعر، گفتن شعر، ساختن موسیقی، اسکناس نویسی، فرستادن یک ایمیل، ارسال اخبار یا لینک های مفید، صحبت با دوستان، امیدواری دادن یا انرژی دادن به جنبش سبزی ها. فرقی نمی کنه چی باشه، حتی یک حرکت کوچیک. من شب سرم روی بالش نمی ذارم، اگر هر روز حرکتی برای جنبش انجام نداده باشم. همراه شو عزیز. بگذارید شب ها دیکتاتور با فکر اینکه امروز هر جنبش سبزی یک حرکت برای جنبش انجام میدهد، خواب نداشته باشد. این کمترین کاری است که می توان برای آزادی انجام داد.

ببینید ممکلت ما دست کیاست
فوریه 24, 2010

امروز رستوران نایب توی سعادت آباد بودیم. یه خانواده محترم اومدن، یه عروس و داماد هم باهاشون بود. دو تا برادرای داماد داشتن با هم شوخی میکردن سر اینکه خانم ها اونور بشینن و آقایون اینور. برادر بزرگتر گفت که خطر ناک شدیا، حزب اللهی شدی. اما ظاهرا چندتا از برادرای حزب اللهی هم میز بقلی بودن. اصلیه که یه من ریش داشت و تقریبا اندازه ی بشکه بود، برادر بزرگتر رو گفت بیا اینجا. برادره حدودا ۳۵ سال اینا سن داشت. وسط رستوران با صدای بلند جلوی پدر و مادر عروس و داماد که موهاشونم سفید بود بهش گفت، ک…ت می خاره؟ بچه ک…ی؟ هر چی دارین از ما دارین، بیا حسابمونو چک کنیم ببینیم کی بیشتر پول داره. دلم برای برادرای داماد سوخت. اتفاقا برادر کوچیکه کراوات سبز داشت. میشد توی چهرشون دید که با تمام وجود می خواستن جواب این نامرد رو بدن، اما به خاطر شرایطی که توش بودن، جلوی خودشون رو گرفتن. تمام خدمه رستوران هم با تمام شرمندگی نمی تونستن کاری بکنن جز معذرت خواهی. ببینید مملکتمون دست کیاست، آدمایی که اذعان می کنن شخصیتشون پولشونه. قافل از اینکه هر چقدر هم پول کنک زدن و تجاوز کردن به زن و بچه ی مردم رو بگیرن و برن رستوران نایب چلو کباب بخورن و به مردم با فرهنگ جلوی خانواده هاشون توهین کنن شخصیت پیدا نمی کنن.

بیایید که از اجرای حکم اعدام برادرمان جلوگیری کنیم
فوریه 19, 2010

در خبر ها امده که: بيدادگاه اسلامی جوان 26 ساله اميد دانا را به خاطر شرکت در راهپيمايی روز عاشورا و سر دادن شعار مرگ بر اصل ولايت فقيه به اعدام محکوم کرده است. تنها یکه لحظه تصور کنید که این جوان برادر شما یا فرزند شما بود. فردا ۱ اسفند ساعت ۸ صبح در مقابل زندان اوین جمع بشیم. تا از وقوع این اعدام جلوگیری کنیم.

اوضاع وخیم در غرب تهران
فوریه 11, 2010

توی آریاشهر پر گاردی و بسیجی بود. مردم زیاد بودن اما نمی شد هیچ کاری کرد. جو بشدت امنیتی بود. به جرات می تونم بگم ۱۰۰ تا اتوبوس از شهرهای مختلف آوردن اونجا خالی کردن. کوچکترین حرکت مخالفی رو با خشونت تمام جواب می دادن. دستگیری خیلی زیاد بود. پارکینگ مجتمع افق رو کرده بودن زندان. دور میدان آریاشهر یه وانت که کلی شعار روش بود پشت سرهم می چرخید و با بلندگو شعار می داد. شعار هایی مثل خامنه ای جمال پیامبر. و وسط میدون هم پر مامور و بسیجی. جوری که حتی جرات نداشتیم از میدون رد شیم. خود من و دوستم رو بارها نزدیک بود دستگیر کنن. یه بارشم به خاطر فیلم گرفتن. چندین بار مردم در آریاشهر شروع کردن به شعار دادن مثل مرگ بر روسیه، که تونستن شعار های اونا رو قطع کنن. اما باز هم با سرکوب شدید بسیج و لباس شخصی ها مواجه شدن.

مردم معترض که توی آریاشهر به شدت سرکوب شده بودن حرکت کردن به سمت میدان پونک و تقریبا تا جلوی تیراژه شعار دادن. ماشین ها هم هم کاری کردن و راه رو بستن. و شروع کردن به بوق زدن. این کار ماشین ها باعث شد که نیروهای گارد ویژه و بسیج نتونن بیان سمت مردم. تقریبا ۴۵ دقیقه تونستیم اونجا رو تو دست بگیریم. یک هلی کوپتر قرمز رنگ هم بارها از بالای سر مردم و در ارتفاع پایین رد شد. این وضعیت ادامه داشت. تا اینکه موفق شدن از روی پل همت از بالا به سمت مردم حمله کنن و مردم رو متفرق کنن. حتی توی کوچه ها هم دنبالمون اومدن. به جرات می تونم بگم اگه جنگ بود سپاه این همه نیرو نمیاورد تو خیابونا.

مجبور شدیم پیاده بر گردیم آریاشهر. آدم های زیادی توی مسیر کنار خیابونا وایستاده بودن. اما جرات نداشتن کاری کنن. چون نیروها بسیار زیاد بودن. باید اعتراف کنم که در بازی تبلیغاتی امروز حکومت برد. اما جنبش هنوز پا بر جاست. فضای شهر بشدت امنتیتی بود.

مام میهن چشم انتظار توست در ۲۲ بهمن
فوریه 9, 2010

۲۲ بهمن همه با هم ندای آزادی ایران را سر می دهیم

۲۲ بهمن چشم دنیا به ماست، بگذارید نسل های آینده در باره ما خوب قضاوت کنند
فوریه 9, 2010

همنونطور که همتون می دونین، و توی اخبار ها خوندین دنیا در ۲۲ بهمن چشمش به ماست. عملکرد ما تو این روز می تونه خیلی چیز ها رو عوض کنه و روی خیلی تصمیم ها تاثیر بگذاره. پس باید با قدرت بیایم. حکومت برنامه های زیادی ریخته، از بسیجی آوردن به تهران تا ایجاد فضای رعب و وحشت. شاید حتی خشونت بی پرده ی حکومت در روز عاشورا هم برای این بود که من و تو ۲۲ بهمن تو خونه بمونیم تا بتونه با یه نمایش مسخره به دنیا بفهمونه که جنبش سبز مردمی نیست و یا شکست خورده. هموطن این وظیفه ی تاریخی ماست که مام میهن بر دوش ما گذاشته. بگذارید نسل های آینده درباره ی ما خوب قضاوت کنن. نذارید همونطور که ما در باره ی نسل قبل که انقلاب کردن قضاوت بدی داریم، نسل بد به ما بگه که چرا انقلاب نکردین؟ چرا تو خونه موندین؟ واقعا یه سفر شمال ایتقدر ارزش داشت؟! به خدا این شمال همیشه هست، و چه بسا در آینده خیلی بیشتر هم خوش بگذره. به شهیدان راه حق فکر کنین. به عزیزان در بند. فکر نمی کنین که اونها هم دوست داشتن می تونستن برن شمال؟ فکر نمی کنین با شمال رفتن ما اونا دیگه هیچ وفت نمی تونن برن شمال؟!!

همراه شو عزیز
فوریه 7, 2010

فکر کنید که عزیزان خودتون در زندان هستن، حکم اعدامشون صادر شده و یا کشته شدن. آیا باز هم ۲۲ بهمن در خانه مینشستید؟